|
178 - شخصى نجيب و شخصى نانجيب
ابن عباس گويد: در مدينه مردى بود كه درخت خرمائى در خانه داشت كه شاخه هاى آن به
خانه همسايه آويزان شده بود، و آن همسايه فقير و عيالمند بود.
صاحب درخت خرما، هرگاه وارد خانه خود مى شد، بالاى درخت خرما مى رفت ، تا خوشه هاى
خرما را بچيند گهگاهى يكى دو تا خرما به خانه همسايه مى ريخت ، بچه فقير همسايه آن
خرماها را برداشته مى خوردند، صتاحب درخت پايين مى آمد و خرما را از دست بچه ها مى
گرفت ، حتى اگر خرما را در دهان بچه ها مى ديد، انگشتانش را به دهان آنها كرده و
خرما را بيرون مى آورد، و به اين ترتيب نانجيبى خود را آشكار مى كرد.
مرد عيالمند، به حضور رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) آمده و جريان را به عرض رساند
و شكايت كرد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) فرمود: برو (من در فكرش هستم ) تا اينكه صاحب درخت با
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) ملاقات نمود پيامبر به او فرمود: درخت خرماى خودت را
كه شاخه هايش به خانه فلانكس سرازير است ، به من بده كه در برابر او داراى درخت
خرمايى در بهشت شوى .
او گفت : من داراى نخله هاى بسيار هستم ، ولى هيچ يك از آنها خرمائى بهتر و عالى تر
از اين درخت ندارد، اين را گفت و از حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله ) رفت . شخصى
نجيب بنام ابود حداح سخن پيامبر (صلى الله عليه وآله ) را مى شنيد، به حضور پيامبر
(صلى الله عليه وآله ) آمد و عرض كرد: آيا من اگر آن درخت را از مرد خريدارى كنم و
به شما بدهم ، به من نيز درخت خرماى بهشتى مى دهيد؟ پيامبر (صلى الله عليه وآله )
فرمود: آرى ابو دحداح نزد صاحب درخت رفت و با او درباره خريد آن درخت گفتگو: پيامبر
(صلى الله عليه وآله ) اين درخت را خواست با درخت بهشتى عوض كند ندادم ، ميوه اين
درخت بسيار عالى است كه مرا شگفت زده كرده است ، من نخله هاى بسيار دارم ، ولى
خرماى هيچكدام از آنها به ظرافت خرماى اين درخت نمى رسد.
ابو دحداح گفت : مى خواهى آن را بفروشى ؟ ابودحداح گفت : مثلا چقدر او گفت : در
برابر چهل نخله خرما. ابودحداح گفت : خيلى بالا گفتى ، و بعد از كمى سكوت گفت :
باشد من چهل نخله بجاى آن درخت به تو مى دهم او گفت : اگر راست مى گوئى ، گواه
بياور. ابودحداح رفت چند نفر را به عنوان گواه آورد و همه گواهى دادند كه ابودحداح
فلان درخت را در برابر چهل درخت خريدارى نمود آنگاه ابودحداح به حضور رسول خدا (صلى
الله عليه وآله ) آمد و عرض كرد: اكنون آن درخت خرما در ملك من است و آن را در
اختيار شما گذاشتم ، پيامبر (صلى الله عليه وآله ) نزد آن فقير عيالمند رفت و
فرمود: اين درخت مال تو و اهل خانه تو است .
از آنجا كه ابودحداح مردانگى كرد و در سطح عالى ، راه نجابت را پيمود و بعكس صاحب
نخله ، نانجيبى كرد و به سخن پيامبر (صلى الله عليه وآله ) و پاداش بهشت اعتنا
ننمود سوره ليل در مدح ابودحداح و سرزنش صاحب نخله نازل گرديد
(238) كه آيه 5 تا 11 آن چنين است :
فاما من اعطى و اتقى و صدق بالحسنى فسنيسره لليسرى و اما من بخل واستغنى و كذب
بالحسنى فسنيسره للعسرى ، و ما يعنى عنه ماله اذا تردى .
و اما آنكس كه عطا كرد و پرهيزگارى نمود، و سخن نيك را پذيرفت آسودگى را براى او
آماده سازيم ، و اما آن كس كه بخل كرد و خود را بى نياز شمرد، و سخن حق را تكذيب
كرد، او را براى سختى و دشوارى آماده سازيم ، و هنگامى كه او به هلاكت رسيد، ثروت
او به حالش سودى نبخشد.
در آيه 12 مى فرمايد: ان علينا للهدى : بى گمان بر ما است كه راه هدايت را نشان
دهيم .
اين راه و اين چاه ، اين نجيب و آن نانجيب ، تا به كدامين راه رويم ، آيا انتخاب
بهشت كنيم يا دوزخ ؟
|